چهارشنبه چهارم آذر 1388
من منم ... من نه منم
دوستان من گیج شدم
من؟
این منی که گفتم کدومم؟
من الان خودمم؟ یا نه اون یکی خودمم؟
همونی که هنوز اینی نشده که منم![]()
![]()
![]()
درسته که دلم تنگ شده برا خودم
خودمه بدون این تغییرات و گذشته زمان
اما...
از خودم که خودمم همین الان هم فراری نیستم
دوست دارم خودم رو ...
به قول شاعر:
"دلبر جانانه من برده دل و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور"
بد نگاه نکنین
حالم خوب نیست یخورده
ایراد نگیرین بهم
گاهی آدم هر چی زور بزنه فکرش رو متمرکز بکنه فاییده نداره
به نظر من اون موقع اس که باید آزاد و رها بکنی عضلات منقبض شده ی مغزت رو
خلاصه که میخواستم بگم
من با خودم کنار اومدم اما با خوده اینی که الان من شدم بیشتر اخت بودم انگار من با من الانم گاهی غریبی میکنم و دلم برا اون یکی منننننننننن...............
ای بابا ولش کن اصلن
دوباره غاطی شد
بی خیال
![]()
سه شنبه سوم آذر 1388
اون یکی خودم
گاه و بی گاه دلم برای خودم تنگ میشه
خودم یعنی همونی که هنوز اینی نشده بود که الان هستم
![]()
منظورم رو که متوجه میشین؟!
شنبه سی ام آبان 1388
نگاه
دخترکی خرابکار غصه دار نگاه غضبناک مادرش!!!
دخترکی گرسنه غصه دار نگاه اشک آلود پدرش!!!
دخترکی با کفشهای پاره غصه دار نگاه تحقیر آمیز دوستش!!!
دخترکی پولدار غصه دار نگاه پر حصرت دوستش!!!
دخترکی یتیم غصه دار نگاه آخر مادرش!!!
دخترکی کور غصه دار نگاه های هرگز ندیده اش!!!
...
...
شما درد نگاه های بالا رو چجوری رتبه بندی میکنین؟
کدوم داغتره؟
کدوم طولانیتره؟
کدوم موندگار تره؟
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388
...ادمه ی آیینه
چه فاییده؟!
وقتی آیینه بغضت رو لبخند نشون میده ... لبخندت رو بغض
جنب و جوشت رو آرامش نشون میده
آرامشت رو اصلا نشون نمیده
حرارتت رو سرما نشون میده
سرما رو بلد نیست نشون بده
تو دستت رو انداختی اون دراز نشون میده
تو پات رو زمین نیست داری پرواز میکنی
فرو رفته تو زمین نشونت میده
یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388
آیینه
یه آیینه میخوام هم قد و هم اندازه و هم وزن و ... خودم
که بتونم منعکس بشم هر جور دلم خواست
سه شنبه نوزدهم آبان 1388
کویری یا دریا؟
کویر ترک خورده هیچ وقت قطره آبی که هنوز به لبهای ترک خوردش نرسیده و بخار شد رو ...
یادش نمیره
هیچ وقت
اما ...
دریا هیچ وقت بارون های شدید و طولانی رو به یادش نمیمونه
فقط روزی یکبار یا دوبار جذر شدن آبش همه ی غصشه
دوشنبه یازدهم آبان 1388
نگاه
من حالم خوبه خوبه
ملالي نيست جز نگاه هاي با دندون
ديدي ؟
بعضي از نگاهها انگار گاز ميگيرن
منظورم از نگاه فقط ديدن با چشم نيستا
حواست باشه
پنجشنبه هفتم آبان 1388
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
آقا؟
سلام
آره ...
همونم
همون بی صفت رو سیاه
همونم که با نداشته هام
با دست خالی
ناز هم میکنم
یاده پیرزن کلاف به دست افتادم
کلافی داشت برای خریدن یوسف
آقا ببینید...
من اون کلاف هم ندارم
آقا؟
من هیچی ندارم
اما شما...
آقا.........؟
میشه دست گیری؟
یا کلامی؟
یا حتی نیم نگاهی؟
...
غلط گفتم
غلط کردم
شک ندارم آقا
دستم گرفته اید
شک ندارم آقا
نگاهم میکنید
شک ندارم آقا
حواستون بهم هست
خوبه خوب
ممنونم
شرمنده ام
هر چه قدر شما خوبید
من بدم
آقای خوبم...
باعث افتخار سرزمینم...
چشم امید هر ایرانی...
هر شیعه...
دوستتون دارم
همین
